| دوشنبه 22 مهر 1398   | |
 
پنج شنبه 08 آذر 1397
کد خبر: 5561
تعداد بازدید: 681

به یاد همه امدادگران فقید جمعیت هلال احمر خوزستان به ویژه ایثارگر فقید زنده یاد محمود کاری، سرخی هلال از خون امدادگران شهید است!

به یاد همه امدادگران فقید جمعیت هلال احمر خوزستان به ویژه ایثارگر فقید زنده یاد محمود کاری، سرخی هلال از خون امدادگران شهید است!
جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران مملو از انسان هایی است که جان در طبق اخلاص نهاده اند و برای هدف والایی به نام « بشر دوستی» نفس می کشند.

سرخی هلال از خون امدادگران شهید است!

مهدی مستوی

 

جمعیت هلال احمر جمهوری اسلامی ایران مملو از انسان هایی است که جان در طبق اخلاص نهاده اند و برای هدف والایی به نام « بشر دوستی» نفس می کشند. امدادگران و نجاتگران بسیاری در جای جای ایران قلبشان برای «انسان» می تپد و از ساعات اولیه یک صبح زیبا که همه بدنبال کار خویش هستند، قصه ی جانفشانیشان آغاز می شود و این ابتدای یک مسیر پر پیچ و خم در راه عاشقیست...

بعد از ظهر روز یک روز بارانی به اتمام می رسد و آرام آرام شب فرا می رسید! گویی قطرات باران فریادی داشتند، انگار خبر از پر کشیدن فرشته ای داشتند و می خواستند این خبر با بارش قطرات درشت و بی‌امان به اهل زمین برسد...

 

ستاره ایثار بر دوش او می درخشد

این فرشته زمینی 28 آبان 90 به همراه تیم امداد و نجات هلال احمر بهبهان در تاریکی شب برای امدادرسانی به گرفتاران در سیل، راهی شد. راهی بی پایانی که سعادت و جاودانگی او در آن نهفته بود. او که در تاریکی شب و به دنبال تلاش برای گرفتاران سیل، تیک تاک ساعتش به خواب می رفت و خود بر بال ملائک سوار شد و برای همیشه به سوی معبودش کوچ کرد... و آن شب «محمود کاری» ستاره ایثارش را در آسمان ها بر دوش گذاشت!

 

ایثار هنر امدادگران است

در هلال احمر ایثار معنای متفاوتی به خود گرفته است و همه کسانی که پای به این نهاد می گذارند ستاره ایثار به دوش می کشند و می توان گفت این ستاره ها سر آغاز حرکت به سوی انسان شدن است و تلاش برای سعادت مندی. مربیان، معلمان، امدادگران، نجاتگران و داوطلبان بسیاری در این خانواده بزرگ هستند که با وقف عمر و ساعات زندگی خود، به دنبال به رخ نشاندن بشردوستی هستند، چه آنانی که رفته اند و چه آنانی که هنوز برای نیل به این هدف فرسنگ ها می پیمایند. جمعیت هلال احمر خوزستان نیز یکی از پرچم داران این قافله است، که انسان هایی کم نظیر برخود دیده که بسان «دُر گران» هنوز هم می درخشندکه  مثل محمود کاری و حمید مجدمی و بسیاری از عزیزان دیگر از این قافله اند.

 

 

 

دمی با دریادلان بی ادعای جنوب

مجتبی طحان

 

خوزستان است و یک دنیا عشق و شور! اینکه می گویند خاکش دامن گیرت می کند، بیراه نگفته اند! کافیست از آب نه چندان گوارایش بیاشامی؛ چنان نمک گیرش می شوی که رهایی از آن بسیار مشکل است: که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکل ها! خوزستان را به خیلی چیزها می شناسند: به گرما و شرجی هایش، به کارون و ساحل زیبایش، به فلافل و سمبوسه و خرمایش، به آدم های مهمان نواز و رئوفش، به دشت های وسیع و کوه های سربه فلک کشیده و به رودهای نیمه خروشانش و بسیاری چیزهای دیگر. خوزستان هنوز هم محروم است ولی از دل پرخونش بانگ بلند انسان هایی را می شنوی که صافی و صداقت از جمله صفات نابشان است که در کوران تمام حوادث، همچون مردان مرد، قامت قیامت کرده اند و ایستاده اند. گویی راست قامتان جاودانه تاریخ اند که بر تارک روزگار خوش درخشیده اند. در جمعیت هلال احمر خوزستان نیز از این دست آدم های خاکی با بال های آسمانی یافت می شود که خدمت به مردم با وجودشان پیوندی ناگسستنی خورده است آنجا که به هنگام امداد، چون هلال خمیده می شوند! در این مجال از کسانی خواهم نگاشت که سال ها به عنوان افراد تأثیرگذار در هلال خوزستان خالصانه تلاش ها کرده اند و این روزها کمتر یادی از آنها می شود. هم به این دلیل که اسیر خاک گشته اند و هم اینکه ما جوان تر ها چشم هایمان را بسته ایم و پیچش مو را نمی بینیم!

 

زنده یاد محمود الفک

همه کسانی که او را می شناسند، از مهربانی و دلسوزیش خاطره ها در ذهن دارند. گفتن کلمه "بابا"دل هر آدمی را نرم می کند چه برسد به انسان های رقیق القلب هلال احمری! الفک نقش مؤثری در هلال احمر خوزستان ایفا کرده است. به عنوان یک داوطلب آموزش و پرورشی، قاطبه لحظاتش در هلال احمر، اموزش و امداد می گذشت. یک فرد پیشاهنگ که در حوزه آموزش های مهارتی از استعدادی منحصر برخوردار بود و اکثر قریب به اتفاق امدادگرهای خوزستانی زیر دستش تلمذ کرده بودند. در حقیقت، محمود الفک، زیربنای آموزش امداد در هلال احمر استان به شمار می رود. حضور او آنقدر در جمعیت پررنگ بود که خیلی ها نمی دانستند که او یک داوطلب افتخاری است و شغل اصلیش، معلمی بوده است. حمایت از افراد ضعیف و ناتوان از جمله صفات بارز و به یادماندنی این چهره ماندگار امداد محسوب می شود. یک آدم عملیاتی که در جریان سیل مهیب سال 1377 خوزستان پس از ساعت ها تلاش، در هنگام اذان ظهر، آسمانی شد.

 

زنده یاد حمید مجدمی

سخن در مورد کسی است که 48 سال در فعالیت های اجتماعی و امدادی بوده و دمی از آنات عمرش را بی دغدغه خدمت نگذرانده بود. در مورد کسی که که به گفته خودش، همه زندگیش را نه وقف خانواده که وقف خدمت به هم نوع و تربیت کسانی تفکر خدمت دارند، کرده بود. سال ها در کسوت امدادگری از حاج حمید مجدمی انسانی با تجربه ساخته بود که در عین اقتدار، بسیار عاطفی می نمود. کلمه "نه"و "نمی توانم"را هیچ گاه از زبانش نمی شنیدی، گویی سرشتش با دافعه بیگانه بود. فرق نمی کرد چه کسی هستی و از کجا آمده ای؛ می دانستی که برای درخواستت، پشتیبانی حمید مجدمی را خواهی داشت. در هنرهای تجسمی و خلاقیت های فردی و گروهی از سرآمدان روزگار خودش بود. عاشق آموزش و تربیت و تعلیم. پیشاهنگ پیش کسوت که جز  او و چند نفر از هم دوره هایش، کسی به گرد پایشان در این عرصه نمی رسید. تعلق خاطرش به اسکان و پشتیبانی بر هیچ کس پوشیده نبود. مربی درجه یک امداد و کمک های اولیه که از طرف فدراسیون بین المللی جمعیت های صلیب سرخ و هلال احمر به عنوان عضو برجسته شناخته شده بود. مدرس مراکز علمی و کاربردی در استان خوزستان که روزگاری کشتی بچه های استثنایی را هم به ساحل نجات رسانده بود. شاید بتوان گفت که در استان ما هیچ امدادگری نیست که ساعتی از عمرش را از محضر استاد حمید مجدمی تلمذ نکرده باشد و کسب تجربه ننموده باشد. و این همه، شوری است که عشق در نهاد او نهاده است! این وجود نازنین که از رهپویان محمود الفک بود، در 17اردیبهشت 1392 یک روز قبل روز جهانی صلیب سرخ آسمانی شد.

 

زنده یاد محمود کاری

چهره معصوم، آرام، پدرانه و دوست داشتنی اش باعث شده بود در کنار جوان ترها کار کند. همه او را به عنوان یک پدر و پشتوانه قبول داشتند. بسیار قابل احترام بود و باگذشت. در تمام فعالیت های جمعیت هلال احمر حضور فعال داشت و به قول خودمان، خستگی را خسته کرده بود. با وجود اینکه بازنشسته نیروی هوایی بود، اما با نیرویی سرشار به بعضای جوان روحیه می داد و معمولاً در انجام کارها، آنها را جا می گذاشت. در مأموریت های امدادی همیشه حضور داشت و در جریان سیل سال ۹۰ بهبهان در حین امدادرسانی، آسمانی شد. می‌گویند «خاک سرد است و فراموشی می‌آورد»؛ روزهای اول، روی قبرها دسته‌گل‌های بزرگ می‌آورند و همگان گریه کرده یا با لباس مشکی‌شان سعی در نگه‌داشتن عزا می‌کنند. اما هفته‌ها که بگذرد فقدان آن عزیز کم‌کم برای همه عادت می‌شود و تنها افراد نزدیک به پای ثابتی برای دیدن آن از دست‌ رفته بدل شده و بر سر مزار حاضر می‌شوند. ولی برای محمود کاری این گونه نبود و نیست. برای هلال احمری های خوزستان، هیچ برنامه ای نیست که یادی از او نباشد.

 

در این سطور، به گوشه و گزیده ای از انسان های به یادماندنی هلال احمر در خوزستان اشاره شد. در آینده هم در مورد آدم های فداکار و تأثیرگذار جمعیت در خطه خون رنگ خوزستان صحبت به میان خواهد آمد که: حکایت همچنان باقی است!

 

 


ایثار
طراحی و پیاده سازی: راد رایانه